دو نكته بي ربط:
1- داستان جديد سهميه بندي بومي
داوطلبان ورود به دانشگاه ها در راستاي سياست هاي زنجيره اي سهميه سازي براي
شهروندان، اين بار مشكلي اساسي تر در نظام اجتماعي و حتي علمي كشور را عيان ساخت و
آن هم اين گزاره بود كه "راه پيشرفت فقط و فقط از تهران مي گذرد." جالب است
حضراتي كه با ترس از شكل گرفتن نهاد خوابگاه ها مي خواهند تنها بومي هاي منطقه را
جذب دانشگاه كنند به اين واقعيت كه تمركز امكانات در تهران اجازه اينگونه مصلحت
انديشي ها را نمي دهد، توجه نكرده اند. به هر حال توزيع نامطلوب امكانات اجازه نمي
دهد كه كساني دور تهران حصار بكشند. همه مي دانند كه نخبگان براي عرض اندام
مجبورند به تهران بيايند.
اما در كنار اين،
مي بايست اين نكته را نيز مورد توجه قرار داد كه اگر شهروندان در كشور به راستي
مسوول بودند، آن زمان كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سهميه بومي دانشگاه ها را به 65
درصد مي رسانيد لب به اعتراض مي گشودند و نه حالا كه نتايج اعلام شده. آيا اين
نكته به دانشجويان آينده خواهد آموزانيد كه مي بايست براي منافع خود هم كه شده
بيشتر نسبت به اخبار كشور حساس باشند؟
2- بزرگتررين شتاب دهنده ذرات قرار است
كه امروز لحظه اي پس از انفجار بزرگ (بيگ بنگ) را بازسازي كند. اما جالب اينجاست كه
عده اي به دليل ذهنيت هايي فارغ از درك مسائل انتزاعي هراس برشان داشته است كه اين
آزمايش زمين را نابود مي كند! اينها هنوز درنيافته اند كه طرح آزمايشگاهي يك واقعه
عين واقعيت نيست و اين درست همان است كه در باورهاي ما نيز جاريست و طرح مثالي
پديده ها را واقعي مي پنداريم...
به بهانه خروج لايحه حمايت از نظام خانواده از دستوركار مجلس براي بررسي بيشتر:
مي گويند كه جنگ اول به از صلح آخر است و كيست كه نداند، قرار مهريه در هنگام ازدواج در ايران مصداق همين مثل است و در جامعه ايراني كه پول معيار ارزشها شده، داستان مهريه نيز مصائبي مضاعف به خود گرفته است. اما اين ضرب المثل ترجيح جنگ اول به صلح آخر، ريشه در سياست "موازنه منفي قدرت" در تاريخ سياسي ايران دارد كه در برابر موازنه مثبت قرار گرفته و يكي از شاخص هايش رسيدن به ثبات در پس قدرت بازدارنده است (همان كاري كه ايران با مانورهاي نظامي در برابر غرب هم اكنون انجام مي دهد) و گويي مهريه نيز يك سلاح بازدارنده براي زن در جامعه اي است كه مردسالارانه اداره مي شود و مهريه هاي بالا گذاشتن نيز وقتي قابل درك مي گردد كه بدانيم زن در هنگام ازدواج تنها بر پايه مهريه است كه مي تواند از حقوق خود دفاع كند. پس براي مديران حكومتي كه خود در نظام سياسي بين المللي از همين منطق بهره برده و سعي مي كنند براي جلوگيري از تجاوز، سلاح هاي بازدارنده خود را تقويت كنند نبايد چندان عجيب باشد كه زنان هم در مقابل تهديدهاي موجود از خير مهريه هاي بالا بگذرند. به اين ترتيب لااقل آن دسته از نمايندگان پارلمان كه دستي بر امور سياسي دارند نبايد آرايي در مجلس صادر كنند كه در تضاد با منطق "موازنه منفي" بوده و مهريه هاي بالا را نشانه رود و آنان نبايد به لايحه اي راي دهند كه به مهريه هاي بالا (بدون ارائه تعريفي از ميزان آن) ماليات مي بندد...


