۱۲ روز از سال كه مي گذرد، گويي انرژي مثبت سال نو جاي خود را به انرژي منفي زاده شده در درون انسانها داده و كينه و خشونت و اضطراب جاي بهار را مي گيرد. درست در چنين بزنگاهي است كه ايرانيان در يك سنت كهن عزم خروج از شهر مي كنند تا به نسلهاي بعد از خود پيام دهند كه اگر سرشار از انرژي منفي شديد و اگر از دروغ و نيرنگ پر شديد به جاي تخليه اين انرژي در روابط انساني خود و هدف قرار دادن نزديكترين افراد براي راحت شدن از شر آشوب هاي دروني، به خارج از شهر رويد، در كوه و دشت و بيابان فرياد كنيد و پليدي ها از خود بزداييد و بار ديگر با انرژي مثبت پا به شهر گذاشته و روابط با ديگر انسانها از سر گيريد.
اين كار گويي شبيه همان سنت توراتي است كه بني اسرائيل به هنگام گناهي جمعي، دست خود بر سر بزي گذاشته، انرژي منفي خود را بر او تخليه مي كردند و سپس او را روانه خارج از اردوگاه خويش مي كردند تا گناه را به بيرون از محيط زندگي هدايت اش كرده باشند.
اما گويي سنت "سيزده بدر" در زمانه ما معناي ديگري يافته و تبديل به بحران تخريب محيط زيست، ترافيك، امتداد عصبي شدن ها و... گشته و انگار باز نياز به مناسكي ديگر براي تخليه انرژي هاي شوم خود داريم. انرژي هايي كه هر 12 روز و يا هر 12 ساعت و در اين جهان سريع مدرن، شايد در هر 12 ثانيه خود را بازتوليد مي نمايد و ما نيز آن را در چهره هاي عزيزترين هايمان تخليه مي كنيم.
اي كاش بزي مي يافتيم و پس از "اعتراف" به آشوب هاي رواني مان روانه بيابانش مي كرديم، اما افسوس كه نه بزي براي ما مانده و نه حتي گوساله زريني. تنها سنتهايي داريم كه قدرت زيبا ساختن زندگي از كف داده اند! نه آتش چهارشنبه سوري گناهان ما را پاك مي كند و نه بيرون رفتن از شهر فرصتي براي دور ريختن پليدي ها مي شود، افسوس... بايد كاري كرد.
+ نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت
9:2 |