1- قبل از هر چیز باید بگم که از قهرمانی عراق در جام ملت های آسیا خوشحال شدم. چه چیزی برای ملتی که هر روز صبحش رو با شلیک خمپاره ای شروع می کنه، خوشتر از طعم قهرمانی و دفاع از هویتی از دست رفته. حالا بازهم اسم عراق می آد اما نه با ترور و انفجار و مرگ و جنگ ... بلکه به نام فوتبال، به نام زندگی...
2- قرار بود از فاشیسم بنویسیم (همراه با چند نفری از بچه ها) اما حیفم اومد به مبارزه «نرم» با پدیده های چه گوارائیستی در دانشگاه ها اشاره نکنم! دقت کنید که مبارزه کاملا نرم و احتمالا از نوع بدون درده! البته این خبر هم جالبه که پس از 45 سال تلاش، بالاخره آقایون بازاری هم صاحب بانک شدن. اونها گفتن که هدف از تاسیس این بانک کمک به فقرا است. پس به افتخارشون کف مرتب...
3- اما فاشیسم؛ تعریف سطحی و قاعدتا غیر کارشناسانه ای که من ازش بلدم، وادار ساختن توده ها یا ملتی به پیروی از دولت مطلقه است. دولتی که ممکنه به ظاهر کوچک سازی شده باشه اما در واقع در همه شئون زندگی مردم دخالت می کنه و آخرین ورژن و کمیک ترین اون هم احتمالا موی سر پسر هاست! فاشیسم تلاشی برای وحدت آدم ها حول قدرته و البته این تلاش اصلا «نرم» نیست. اما شاید موضوعی که باعث شد تا به پیشنهاد اتاق روشن در اینباره بنویسیم، خشونت های عریان اجتماعی، بازداشت های اخیر فعالین سیاسی و دانشجویی و ... باشه.
البته من باید بگم که خطری که امروز بیشتر از قبل ما رو تهدید می کنه، وجهی دیگر از ساحت راست گرایی یا همون پوپولیسته. یعنی اینکه دولت دنباله رو مردم باشه و مردم، نه ملتی منسجم که توده هایی بی شکل متصور می شن. به نظر من امروز عده ای بدشون نمی آد که سر به تن دولت نباشه. بر سر شاخ نشستن و بن می برن و این یک خطر جدیه. لااقل اگه با مشتی فاشیست طرف بودیم، معلوم بود که مثلا نافرمانی مدنی، اعتصاب و... می تونه راه هایی برای مقابله با وضع موجود باشه اما ما نه با فاشیسم که با نفی مفهوم دولت مواجهیم.
کسانی هستند که منطق قدرت رو نفی می کنن. با اونها باید چه کرد؟ مثلا ما در تز دموکراسی می گیم که حاکمان باید خوب رفتار کنن تا دور بعد رای بیارن اما عده ای هستن که می گن رای یعنی چه؟ ما به وظائف ایدئولوژیک خودمون عمل می کنیم!
می گیم که فلان سازمان باعث مدیریت بهتر می شه، می گن که مدیریت یعنی چی؟ احتمالا تا چند ماه دیگه هم میگن این کشور اصلا «دولت» نمی خواد چراکه دولت یک تز غربی و اومانیستیه. راست هم میگن!
اینها رو نباید با فاشیست ها اشتباه گرفت. اینها منطق قدرت رو نفی می کنن و بر روی زمین خواب آسمون می بینن. با اینها نباید از طریق شیوه های مقابله با فاشیست ها سخن گفت. اینها از تضعیف نهاد دولت لذت می برن، حتی اگه خودشون در دولت باشن. دولت سیستمی است که قدرت رو برای سعادت زمینی آدم ها می خواد و اونها این زمینی کردن قدرت رو دوست ندارن.
به نظر من در برابر چنین دیدگاهی باید به افتخار فاشیسم هورا کشید و مگر در برابر ظهور ناگهانی همین ها نبود که به افتخار سیاست ها تعدیل کف زدیم و به سلامتی محافظه کاری چوب دو سر نجس شدیم؟ انگار باید کم کم آماده باشیم تا به آغوش فاشیسم بغلتیم چراکه هنوز حریف رو نشناختیم... افسوس! افسوس که گام به گام عقب می شینیم.
راستی در این مورد نسل سکوت و اتاق روشن هم نوشتن.
+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت
18:58 |