تبليغاتX
گرانیگاه

 

 

به نظر من «تیتر» زدن هم واسه خودش حرمت داره. پس وقتی که می خوای چرت و پرت بنویسی، دلیل نداره که تیتر بزنی! همینطور که دلیل نداره خب اصلا بنویسی!!!

 

اما اینکه مثلا سرپرست وزارت صنایع که احتمالا قراره وزیر هم بشه، خواهرزاده آقای رئیس جمهوره یا اینکه وزیر امورخارجه مادر بچه هاش رو گذاشته معاون حقوقی وزارت زیر دستش و یا اینکه فرمانده بسیج گفته که در انتخابات نقشی نداریم یا اینکه هر ساله اندازه 10 تا نیروگاه بوشهر برق هدر می دیم یا اینکه با وجود نفت 70 دلاری و بودجه 231 هزار میلیاردی، یک صدم قطر در پروژه اشتراکی پارس جنوبی سرمایه گذاری کردیم یا مثلا سهم فقرا در اعانات دولتی از 40 هزار تومان در سال بازای هر یک نفر به 32 هزار تومان رسیده و البته بنابر آمارهای رسمی تورم 15 درصد شده یا دولت روزانه 7 میلیون لیتر بنزین یارانه ای که باید بنابر مصوبه مجلس به مردم می داده رو خرج نظامی ها و خودروهای دولتی می کنه یا... نمی گذاره که آدم چیزی ننویسه!

 

اما غصه اینها رو نخورید، اگه اعصابتون از اینجور خبرها خرد می شه، یه دیدار با آیت ا... صانعی بکنید، خیلی باحاله، کلی می خندید! بدون شوخی، واقعا آدم به این بامزگی ندیدم!

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 23:22 |
 

واقعا نوشتنم نمی آید.

این روز هم روزی است دیگر...

پس یک روز سکوت برای خبرنگاران در بند...

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 8:49 |
باز هم قدرت اس ام اس بر سرعت رسانه ها چیرگی یافت و خبری کوتاه بر وحشت ها افزود:

شرق توقیف شد!

به نظر من به زودی وارد فاز جدیدی از برخوردها می شویم.

بازی تازه شروع شده. ماه عسل دولت با ملت بالاخره باید روزی به پایان می رسید.

+ نوشته شده توسط مصطفی در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 13:33 |

 

 

خبر کوتاه بود. گروهی شیطان پرست در کرج گردهم آمدند تا با همان سبک و سیاق خود که اصالت آمیزش های جنسی است، مناسکی را اجرا کنند که البته پلیس آنها را بازداشت کرد.

 

اما در این جریان سوال اینجاست که چگونه از دل حکومتی اسلامی گروه هایی شیطان پرست بیرون می آیند و اینبار پلیس اجازه می یابد تا این ماجرا را رسانه ای کند. البته به قول امام جمعه مشهد، تقصیر روزنامه نگارانه که اینها شیطان پرست شده اند اما فارغ از چنین مهملاتی، به نظر می رسد که در جامعه با بحرانی واقعی در زمینه اختلالات جنسی مواجه هستیم. بحرانی که یا در شکل تیم های تجاوز به عنف در 100 متری مشهد بروز می یابند یا در قامت گروه های شیطان پرست مناسک پورنو اجرا می کنند.

 

راستی، این اصالت دهندگان به سکس کم کم دارند خدا هم پیدا می کنند: شیطان! جالب نیست؟ به نظر می رسد که همین را کم داشتیم که اختلالات جنسی هم وجهه ای ایدئولوژیک پیدا کنند!

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 1:13 |

 

 

1- ماجرای این اعدام های مشهد هم از اون ماجراهای جالب بود. از این مطلب که بار روانی اعدام های در ملاء عام چقر هست و دیدن صحنه مرگ دیگری چقدر می تونه آدم رو از تعادل روانی دور کنه که بگذریم و حتی اگه در نظر نگیریم که این معدومان همگی بیمار روانی بودند و دچار اختلالات جنسی که حتی از تجاوز به زنی 58 ساله هم ابایی نداشتند، اعدام های اخیر نتایج مثبتی برای مجریان نداشت و فریادهای هادی... هادی یکی از بستگان مجرمین فضا رو تحت تاثیر قرار داد! (گزارش ایسنا رو بخونید) البته نمک این داستان اظهارات امام جمعه مشهد هم بود که گفت: تقصیر این روزنامه نگارهای فلان فلان شده است که این اراذل در حکومت اسلامی، شدن اراذل و رفتن بالای چوبه دار! حالا پیدا کنید پرتغال فروش را... ( توضیح: اگه از لغت اراذل استفاده می کنم به این خاطره که لغت دیگه ای نداشتم تا جایگزین کنم. )

 

2- گویا قراره که فردا روز همبستگی وبلاگ ها با دانشجویان باشه. من که پایه ام ولی جدا جدا دیدن برخورد با دانشجوها و اراذل و زنان و مهاجرین و ... رو نمی پسندم. به نظرم برخورد با اقلیت ها از سیاستهای استراتژیک دولت های راست بوده و هست. حالا این اقلیت می خواد جوون های هنجارشکن باشه یا دانشجوها، هر دو تای اینها بده اما نه به اندازه مساوی. مشکل ما اینه که چرا باید با وجود میلیون ها دانشجو در کشور باز هم دانشجوها اقلیت باشن و به راحتی با اونها برخورد بشه. ستاره دار بشن و صدای کسی هم در نیاد! یکی از دوستانم می گفت که در دانشگاه  اصفهان اجازه برگزاری کنفرانس کتاب (کتب مجوز دار) رو هم نمی دن! دانشجوی مملکت رو روز روشن از در خونش به جرم قاچاقچی بودن می برن! دانشجوها رو جلوی در دانشگاه می گیرن و می گن داریم معتاد می گیریم! آخه واالله اگه به اندازه دانشجوها اراذل و اوباش داشتیم، کسی نمی تونست به این اراذل چپ نگاه کنه!

 

3- کنسرت محسن نامجو امروز توی شاندیز ( از ییلاق های اطراف مشهد ) برگزار شد. جالبه که تا به حال نمی ذاشتن در مشهد به بهانه مذهبی بودن کنسرتی برگزار بشه اما حالا یه کمی اونطرف تر مثل اینکه می شه کنسرت برگزار کرد! باز همین هم جای شکرش باقیه!

+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 1:56 |

 

 

1-     قبل از هر چیز باید بگم که از قهرمانی عراق در جام ملت های آسیا خوشحال شدم. چه چیزی برای ملتی که هر روز صبحش رو با شلیک خمپاره ای شروع می کنه، خوشتر از طعم قهرمانی و دفاع از هویتی از دست رفته. حالا بازهم اسم عراق می آد اما نه با ترور و انفجار و مرگ و جنگ ... بلکه به نام فوتبال، به نام زندگی...

 

2-     قرار بود از فاشیسم بنویسیم (همراه با چند نفری از بچه ها) اما حیفم اومد به مبارزه «نرم» با پدیده های چه گوارائیستی در دانشگاه ها اشاره نکنم! دقت کنید که مبارزه کاملا نرم و احتمالا از نوع بدون درده! البته این خبر هم جالبه که پس از 45 سال تلاش، بالاخره آقایون بازاری هم صاحب بانک شدن. اونها گفتن که هدف از تاسیس این بانک کمک به فقرا است. پس به افتخارشون کف مرتب...

 

 

3-     اما فاشیسم؛ تعریف سطحی و قاعدتا غیر کارشناسانه ای که من ازش بلدم، وادار ساختن توده ها یا ملتی به پیروی از دولت مطلقه است. دولتی که ممکنه به ظاهر کوچک سازی شده باشه اما در واقع در همه شئون زندگی مردم دخالت می کنه و آخرین ورژن و کمیک ترین اون هم احتمالا موی سر پسر هاست! فاشیسم تلاشی برای وحدت آدم ها حول قدرته و البته این تلاش اصلا «نرم» نیست. اما شاید موضوعی که باعث شد تا به پیشنهاد اتاق روشن در اینباره بنویسیم، خشونت های عریان اجتماعی، بازداشت های اخیر فعالین سیاسی و دانشجویی و ... باشه.

 

     البته من باید بگم که خطری که امروز بیشتر از قبل ما رو تهدید می کنه، وجهی دیگر از ساحت راست گرایی یا همون پوپولیسته. یعنی اینکه دولت دنباله رو مردم باشه و مردم، نه ملتی منسجم که توده هایی بی شکل متصور می شن. به نظر من امروز عده ای بدشون نمی آد که سر به تن دولت نباشه. بر سر شاخ نشستن و بن می برن و این یک خطر جدیه. لااقل اگه با مشتی فاشیست طرف بودیم، معلوم بود که مثلا نافرمانی مدنی، اعتصاب و... می تونه راه هایی برای مقابله با وضع موجود باشه اما ما نه با فاشیسم که با نفی مفهوم دولت مواجهیم.

 

کسانی هستند که منطق قدرت رو نفی می کنن. با اونها باید چه کرد؟ مثلا ما در تز دموکراسی می گیم که حاکمان باید خوب رفتار کنن تا دور بعد رای بیارن اما عده ای هستن که می گن رای یعنی چه؟ ما به وظائف ایدئولوژیک خودمون عمل می کنیم!

 

می گیم که فلان سازمان باعث مدیریت بهتر می شه، می گن که مدیریت یعنی چی؟ احتمالا تا چند ماه دیگه هم میگن این کشور اصلا «دولت» نمی خواد چراکه دولت یک تز غربی و اومانیستیه. راست هم میگن!

 

اینها رو نباید با فاشیست ها اشتباه گرفت. اینها منطق قدرت رو نفی می کنن و بر روی زمین خواب آسمون می بینن. با اینها نباید از طریق شیوه های مقابله با فاشیست ها سخن گفت. اینها از تضعیف نهاد دولت لذت می برن، حتی اگه خودشون در دولت باشن. دولت سیستمی است که قدرت رو برای سعادت زمینی آدم ها می خواد و اونها این زمینی کردن قدرت رو دوست ندارن.

 

به نظر من در برابر چنین دیدگاهی باید به افتخار فاشیسم هورا کشید و مگر در برابر ظهور ناگهانی همین ها نبود که به افتخار سیاست ها تعدیل کف زدیم و به سلامتی محافظه کاری چوب دو سر نجس شدیم؟ انگار باید کم کم آماده باشیم تا به آغوش فاشیسم بغلتیم چراکه هنوز حریف رو نشناختیم... افسوس! افسوس که گام به گام عقب می شینیم.

 

راستی در این مورد نسل سکوت و اتاق روشن هم نوشتن.

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 18:58 |

 

چند جمله ای در باب یک سفر:

 

تهران...

 

شهری با موش های بزرگ سم خورده...

 

شهری با دیواره های فرسوده و ساختمانهایی که از «هیچ کس» به یادگار مانده است...

 

تهران؛ شهری با آدم هایی شتابان

 

و مردمانی که به قول «حسین پناهی»، حدودا می خرند و حدودا می فروشند

 

شهری که شب هایش را سکوتی هولناک بلعیده و آفتاب صبح گاهی اش به سیاهی گراییده است

 

شهری با زباله های بسیار و  گربه هایی که زودتر از ماموران شهرداری به مقصود می رسند

 

تهران شهر قشنگی نیست... اما هنوز مردمانش لبخند می زنند و مهربانی تقسیم می کنند...
+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 1:19 |
دیشب اختتامیه جشنواره نشریات دانشجویی بود و مثل سنوات قبل باز هم «نگاه تازه» به مدیر مسوولی محمد عزیزی نشریه برتر علوم انسانی شد. کلا جایزه های گروه علوم انسانی رو مشهدی ها بردن. در این جشنواره تئاتر جالبی هم نمایش داده شد که تیکه پرونی باحالی بود.
+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 10:14 |