سردار قالیباف، همان کسی که به وسوسه صدارت، عطای سردوشی های نظامی را به لقایش بخشید اما ناکام انتخابات 84 نام گرفت و پس از آن پسوند « آقای شهردار» را بر پیشوند « سردار » ترجیح داد و پایتخت نشینی شد که گاه و بیگاه دولت اصولگرا را به نیام نقد نوازش می داد، یک روز پس از سخنان رهبری در مشهد، در جمع همشهری هایش لب به سخن گشود.
این محمد باقر قالیباف عادت ندارد تا شهر خویش را از یاد ببرد. چنین است که دلخوش به احساس های غیر منسجم ناسیونالیستی شهروندان ایرانی هنوز دل در گروی مشهد دارد و در انتخابات شوراهای سوم نیز شاید به آن اندازه که در مشهد نقش آفرین بود در تهران نبود. « خانه شهید » کلوپ سیاسی این شهردار سیاست مدار شد و به این ترتیب هر از چند گاهی مشهدی ها به سخنان دلنواز سردار سابق گوش می سپردند و آخرین این دید و بازدید های سیاسی آنگاه رخ داد که شب گذشته قالیباف این بار در « بیت الجواد »، در جمع هوادارانش حاضر شد و چونان دیگر سیاست مداران و مدیران ایرانی بیش از آنکه از مسائل اجرایی بگوید از اخلاقیات گفت و تئوری های دینی داد. گویی این طنز تاریخ معاصر ایران است که مدیرانش دلداده تئوری پردازی های غیر قابل رد یا اثبات (بعلت کلی گویی ها) هستند و می پندارند که با موعظه می توان سیاست ورزید.
قالیباف که به دعوت فعالین ستادهای انتخاباتی اش که حالا در «مجمع ترویج فرهنگ اسلامی – متفا» نظم یافته اند، سخن می گفت تاکید کرد که با کار امنیتی اقتصاد ما درست نمی شود و سپس بدون نام بردن از دولت احمدی نژاد و تزریق پیاپی پول نفت توسط این دولت به رگ های سست اقتصاد ایران گفت: « اقتصاد ما مثل یک کودک طب کرده است که فکر می کند اگر کمی کیم یا بستنی بخورد از حرارت بدنش کاسته خواهد شد، او هر کس را که بدستش بستنی بدهد دوست خواهد داشت اما این کودک، پدر و مادری دلسوز می خواهد که به او آمپول بزنند و حتی اگر کودک یک هفته هم با آنها قهر کرد، به این قهر به یمن سلامت کودک، بی توجه باشند...» وی بلافاصله پس از این صحبت ها به مساله یارانه بنزین اشاره کرد و دولت و مجلس را به این سبب که بستنی دادن به اقتصاد طب کرده را بر آمپول زدن ترجیح می دهند، مورد نقادی قرار داد.
قالیباف همچنین گفت که قصد خروج از عرصه سیاست ورزی را ندارد و تلویحا تحلیل کارشناسان در مورد کاندیداتوری قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری 88 را تایید کرد. وی همچنین از لزوم سرمایه گذاری خارجی در کشور ( بدون اشاره به اینکه این نوع سرمایه گذاری با تنش زدایی خارجی و نه بلبشو سیاسی امکانپذیر است ) سخن گفت و فاصله رشد 2/5 درصدی اقتصاد ایران با پیش فرض 12 درصدی سند چشم انداز 20 ساله را نگران کننده خواند. وی همچنین اذعان داشت: « زیبنده نظام اسلامی نیست که از سالهای ابتدایی دهه 60 که ناگهان رشد جمعیت شتابی نگران کننده پیدا کرد، ابتدا با بحران شیر خشک و پوشک مواجه شد بعد بحران کمبود مدرسه، سپس معضل پشت کنکوری ها و الان هم اشتغال، ازدواج و مسکن! » وی ادامه داد: « مگر ما نباید این ها را مدیریت کنیم؟ آنها که الان دارند از شکستن سد کنکور می گویند که هنر نمی کنند. کنکور دارد بعلت گذشتن سیل جمعیت از آن مرحله اندک اندک از شکل معضل در می آید... الان باید فکری به حال مسکن کرده و در آینده مشکل درمان این نسل که پیر خواهند شد را رفع کنید...»
سردار که در جمع حاضرین، 3 تن از شورا نشینان سوم را می دید، در بخش دیگری از صحبت های خود شورای سوم مشهد را از شورای اول و دوم این شهر بهتر خواند و بدون نام بردن از انجمن حجتیه، عنوان داشت: « ما مثل کسانی که می گویند جامعه ایده آل اسلامی هرگز ایجاد نمی شود، پس باید کناری بنشینیم تا مهدی موعود بیاید نیستیم و معتقدیم که باید کاری انجام دهیم... »
پیش از سخنان قالیباف نیز سخنرانی به نمایندگی از «مجمع ترویج فرهنگ اسلامی» گفت: « نباید مثل انجمن حجتیه ها که می گویند بروید اطراف کوه های خلج مشهد و همراه با 50 جنی که برای ظهور مهدی دعا می کنند، دست به دعا بردارید، عمل کرد.»
دیدار نوروزی سردار وقتی که به پایان رسید، حضار سیاست ورز مشهد در بیت الجواد یکدیگر را در آغوش گرفتند و شاید در همان دیده بوسی ها بود که نام هایی هم برای انتخابات مجلس میان آنها رد و بدل شد. سردار شهردار شده که می گفت: « ما رفتیم در جبهه بمیریم، این شدیم اگر می خواستیم از اول پستی بگیریم چه می شدیم... »، شاید این سوال را در ذهن پاره ای از حضار طرح نمود که با پایان یافتن دوره جنگ برای مردن، حالا در عصر جدال برای بقا باید به جای اسلحه کدامین ابزار بقا را بدست گرفت؟... آیا قدرت می تواند تضمینی برای ماندن باشد؟
+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت
9:13 |