۱- فردا ۲۹ اسفند... روزی که نفت یا همون افیون سیاه زمین دولتی( و نه ملی) شد و الان خیلی ها مصدق رو به خاطر وابسته کردن دولت شبه مدرن ایران به این طلای بدلی سرزنش می کنن و البته خیلی ها هم هنوز اون رو یک قهرمان می دونن... بگذریم. هرچه که بود در زمان خودش کاری بود بزرگ اما حالا ما موندیم و انرژی هسته ای که مدام بهمون می گن از نون شب هم واجب تره. البته واجبه اما چون اعتمادی در اینجا بهم نداریم هر چیزی رو اگه با تردید بگیم ضرر نداره. به هرحال فکر می کنم که رویای مصدق شدن احمدی نژاد حقیقت پیدا نکنه چون نفت برای مردم چیز واضحی بود بردنش هم واضح تر از خودش اما انرژی هسته ای معلوم نیست چه رنگیه چه شکلیه و واسه همین چون خود احمدی نژاد هم دقیقا نمی دونه چیه بدست آوردنش چندان با اهمیت جلوه نمی کنه. با این وجود سال ۸۶ رو هم باز با همون اعصاب خردی هسته ای شروع می کنیم و احتمالا به پایان می بریم.
۲- آقا این صهیونیست ها واقعا بحث ظهور منجی در سال ۲۰۰۷ رو جدی گرفتن. اینها سال ۴۶۸ میلادی هم گفتن مسیح می آد نیومد اما باز عبرت نگرفتن. خلاصه از ما گفتن بود که بالاخره اینجور منجی گرایی ها جنگ و خونریزی می آره.
۳- سال ۸۵ که داره می ره سال خوبی بود. اول از همه چون توش درس نداشت و ۹ ماهش همینطوری گذشت. اما به سال ۸۶ خوشبین نیستم. راستی سال ۸۶ سال چیه؟ ولش کنین خلاصه چشم انداز جالبی نداره.
۴- تعطیلات نوروز همه جوره قشنگه. حالا به ما چه که چرا ۱۲ روزه و روز سیزدهمش نحسه یا اینکه چرا ۵ روز اولش اصلی تره؟! امیدوارم تعطیلات خوش بگذره اما تجربه ۲۳ ساله ام می گه که همیشه نوروز فقط اسمش قشنگ بوده اما...
۵- دعای آخر سال هم همون که خیلی ها بهتر از من بلدن: چی میشه اگه واقعا بهتر باشیم؟ یعنی با بهتر شدن ما تعادل جهان بهم می خوره؟... شاید. به قول حسین پناهی گاهی حجم یک کلاغ کنتراست یک تابلو رو حفظ می کنه و حالا مائیم و آرزوی بهتر شدن که به تنهایی کافی نیست چون برای بهتر شدن خودمون انگاری باید تمام جهان رو تغییر بدیم تا یه وقت تعادل این توپ گنده بهم نخوره... نوروز با ۲ روز تعجیل مبارک!
