تبليغاتX
گرانیگاه

این مطلب با عنوان « دفاع از تکنولوژی » بعنوان سرمقاله هفته نامه نخست با نام خسروشاهی به چاپ رسیده است که البته مثل تمامی سرمقاله های دیگر وی از اول امسال ( و نیمی از سال گذشته ) به قلم من بوده است. با یک روز تاخیر  به مناسبت روز مهندسی این مطلب را می آورم:

هنوز هستند كساني كه روزانه بارها و بارها از وضعيت ناگوار زندگي شهري مي گويند و آن را به زندگي مصيبت باري تشبيه مي كنند كه حاصل از «زندگي ماشيني» است. آنها مشكلات روزمره خود را مي نگرند، از نحوه زندگي طبقات مختلف آگاهي مي يابند و وجدان ناخودآگاه آنها پريشان از ظلم ها و جنايت ها مي گردد و آنگاه تمام اين رنج هاي بشري را به «ماشيني شدن» روزگار نسبت داده و تكنولوژي را هدف حملات كنايه اي خود قرار مي دهند.
آنان گمان مي برند كه اگر در گذشته، از جنايت ها و مصيبت ها باخبر نمي شدند و شب هنگام
سري آرام بر بالين نمي نهادند، اگر كارخانه اي نبود تا نگران محصول تكنولوژيكي آن باشند
و اگر برج هاي عظيمي نبود تا فكر سرمايه گذاري بر روي آن را در ذهن پرورش دهند، اين نوع زندگي « آرام » و « بي دغدغه » ، آرمان شهر انساني بوده و بشر امروز ، در فلاكت فنآوري گرفتار آمده است! اما آيا به راستي چنين است؟!
تغييرات تمدني امروز بشر و حركت جامعه ايران به سوي تربيت نيروهاي متخصص در زمينه استفاده و ساخت تكنولوژي ، واقعيتي انكار ناپذير است كه نه به علت در دام افتادگي كه از سر اختيار بشر و رؤيت فوايد آن به وجود آمده است.مهندسين امروز به خوبي مي دانند و اكثريت مردم نيز آگاهي دارند كه تكنولوژي ، در بُعد رسانه اي ، آگاهي مردم را افزايش داده است، در بُعد اقتصادي، قدرت خريد و توليد و توزيع محصولات مختلف را ارتقاء بخشيده ( كه اين مصرف گرايي نيست؛ بلكه دموكراسي اقتصادي است.) در بُعد فرهنگي و اجتماعي، سطح سواد و اطلاعات و نحوه درست زندگي كردن را در مردم افزايش داده و ارتقاي سطح كيفي زندگي و بالا رفتن اميد به زندگي مردم  ( با حضور تكنولوژي در عرصه پزشكي و بالا رفتن امنيت رواني شهروندان) واقعيتي غيرقابل انكار است.اكنون نيز اگر عده اي مناسبات تكنولوژيك را برنتافته و به مخالقت با تكنولوژي عشق مي ورزند و مهندسين را متخصصيني مي دانند كه محيط زيست را تخريب مي كنند، روح جامعه را از بين مي برند، فقر و بيكاري و ... مي آورند، مي توانند به مناطق بكر طبيعت كوچ كنند و ببينيد كه تا چه هنگام دوام آنجا زيستن خواهند آورد! دیروز « روز مهندسي » بود که تنها روز پاسداشت يك طبقه تحصيل كرده علمي نيست بلكه روز گراميداشت حضور و ظهور تكنولوژي در جهان معاصر است، نعمتي كه مهندسين جوامع صنعتي، آن را پاس داشته و در جهت كاهش مضرات احتمالي آن تلاش مي كنند.
+ نوشته شده توسط مصطفی در شنبه ششم اسفند 1384 و ساعت 1:42 |

بنیادگرایان متحد شوید!!!

 

وقتی که سخن از نقد یک جریان عظیم تاریخی همچون « توده گرایی دینی » بوجود می آید، انتظار می رود که نگارنده لااقل در 200- 300 صفحه ( چه بسا بیشتر ) به تحلیل شبه علمی منظورات خویش بپردازد و برای نتیجه گیری احکام صادره خود، گاهی مخالفان را به باد ناسزا گیرد و فارغ از محتوای کلام، از فلسفه و منطق گرفته تا سیاست و علوم مابعد طبیعه و گاه عرفان نیز بهره گیرد تا مخاطب، شش دانگ حواسش به محضر جناب تئورسین جلب گردد. بدیهی است که اینگونه سخن پردازی در ساحت فضای مجازی پسندیده نست. نه اینکه ما خیلی حرف بلد باشیم و تنها برای حفظ جایگاه رفیع (!) اینترنت، خاموشی گزیده باشیم، نخیر !

نه ما بلد هستیم و نه آرزو داریم که بلد شویم، تنها سخنی که در اینجا می خواهیم در مورد آن (با پرهیز از روده درازی) مچالشه ( چالش بر ورزن مفاعله ، از ریشه چ-ل-ش ) کنیم، ماجرای توهین به مقدسات شیعی و به راه افتادن جنگ داخلی در عراق است!!!

به اینکه عده ای سررشته ماجرا را در سازمانهای امنیتی آمریکای جنایتکار میبینند ( معلوم نشد که از آخر ایالات متحده در باتلاق عراق گرفتار شده یا آنقدر بر اوضاع مسلط است که وقتی همه چیز آرام شده، برای تفریح شورش فرقه ای به پا می کند! ) و دیگرانی نیز از القاعده می گویند و جماعتی آمریکا و القاعده را به هم وصل می کنند تا به صهیونیزم برسند و ... کاری ندارم!

در اینجا تنها حرف من این است که چرا باید عده ای بتوانند با منفجر کردن چند بمب، سرنوشت ملتی را عوض کنند؟ یعنی مذهب شیعه و از آن بالاتر، جامعه اسلامی اینقدر آسیب پذیر شده که با منفجر شدن چند بمب ناقابل، جنگ فرفه ای و آشوب مذهبی به راه می افتد؟ البته سوء استفاده از شکاف های عقیدتی از صدر اسلام تاکنون سابقه دار است و در مشخص ترین آنها، قتل عثمان جامعه نوپای اسلامی را به مخاطره ای عظیم انداخت که نقش تاریخی علی ابن ابیطالب (ع) در خاموش کردن حرکت های تحریک آمیز برای امروز ما درس عبرتی است.

اما آیا ما نسبت به بیش از 1400 سال پیش، هیچ رشدی نیافته ایم و در نبود علی (ع) بازهم همان اشتباهات  تاریخی را انجام داده و جنگ فرقه ای به راه می اندازیم؟! این آشوبهای موجود را به پای تروریست ها انداختن درست نیست، این ما هستیم که با چند بمب، کاسه صبرمان ( کاسه که چه عرض کنم، نعلبکی هم نیست ! ) لبریز شده و به جان هم افتاده ایم.

گمان نبرید که اگر این اتفاقات در ایران رخ داده بود، اوضاع تفاوت می کرد، در اینجا هم نمادهای مقدس پاشنه آشیل اختلافات مذهبی است.

باید از اوضاع عراق عبرت گرفت. الگوهای دینی – عقیدتی، انگاره هایی برای تعطیلی دین و عقیده نیستند، انتقام در مضامین ارزشی ما جایگاه مطلوبی ندارد و کاش این را کسانی که هر روز و شب برای انتقام از بنی فلان و بنی فلان لعن می فرستند و پرده های « ای منتقم کربلا کجایی ؟!» درست می کنند نیز میدانستند...

فروریختن گنبد حرم امامین شیعه ، گویی تصویری دینی شده از انفجار برج های دوقلوی نیویورک است. آری! بنیادگرایان آمریکایی هم به خاطر فروریختن مقدساتشان جنگهایی نه چندان کوچک به راه انداختند، اما مقدسات شیعه در ظاهری فروریخته یا سربلند نیست، همچنانکه کسی هر روز به خاطر ظاهر اسف بار بقیع، سفارت عربستان را با سنگ و چوب هدف قرار نمی دهد و این نکته ای است که شاید بتواند توده گرایی تاریخی در ادیان را به روشنگری مذهبی تبدیل کند. آری! نکته ای تا این حد بدیهی و تکراری و...

کاش به جای عزای عمومی و نوحه پردازی در رسای گنبد و ایوان امامان خود، کمی هم دغدغه معرفت اندیشی و به جای توسل به خشونت، تلاش می کردیم که از قالب توده گرایی برون آمده و مانع از سوء استفاده اندکی از مغرضین شویم!

سلاح های اعتقادی را زمین بگذارید...در ساحت ایمان و در عرصه دین باوری، جنگ مسلحانه یعنی افتادن در دام هرج و مرج طلبی، بازی در میدان اندیشه بازگشت به منطق امامان شیعه است و کاش که این باور را دریابیم!!!           

+ نوشته شده توسط مصطفی در جمعه پنجم اسفند 1384 و ساعت 7:34 |

 

همه چیز با سرعتی وصف ناپذیر از پی هم می آید. گویی که زمان سخت منقبض شده و فضا نیز بسیار فشرده شده است !  اندوهی گریبان گرفته و ... در انتظار فاجعه...

وقتی که عشق دوران کودکی دوباره به سراغت می آید ، آنگاه که تنها یک نفر را داشتی و همه جا به دنبال او می رفتی ... وقتی که دوباره به سراغت می آید ، اما این بار چه خسته و چه بیمار و چه...  آنگاه اشک از کنار دیدگانت باریدن می گیرد که انگار شوق کودکی بازگشته است و اما با اندوهی گران ...

گویی ندایی در درونت می گوید که دیگر نماد آن عشق والا را از کنارت می بریم تا خود ، عشقی را بی نیاز به مصداق اولیه آن تجربه کنی و در نبود آن سرمشق است که اشتباهات بسیار آغاز می شود و ...

اگر که تلخی یک واقعیت گلوی مرا نمی فشرد ، هیچ گاه اینچنین شادی را با اندوه یک نوشته معامله نمی کردم ، اما چه سود که قمار زندگی حقیقتی است که تو تنها می توانی عاشقانه بودن آن را ضامن باشی...

هوا به یکباره چه سرد شده، ناگهان کدامین بخش از طبیعت علیه گرمای یک خانواده دست به طغیان زده است؟ « مادر » را در کدامین حقیقت تاریخ می بایست پیچاند و در گرداب عدم فرو برد... آه ! همه چیز ناگهان چه زود دیر می شود... !

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 و ساعت 17:43 |

 

دانشجویان دانشگاه فردوسی صبح امروز در مقابل مکانی از دانشگاه که در آن نیمکتها با جملات « مخصوص خواهران » و « مخصوص برادران » آزین بسته شده بود تجمع کردند.

کار بچه ها انصافا خوب بود.  بدون جرکتهای انتحاری و بدون درگیری های منجر به یاس!

معلوم نیست که جداسازی دانشجویان دختر و پسر در سطح دانشگاهها یک سیاست جدید باشه، اما باید جلوی بدعت گذاری ایستاد!

البته از یاد نبریم که تمام این مشکلات ریشه در یک جمله قدیمی داره: حکومت ضامن هدایت مردمه...

از دل همین یک جمله است که « خواهران » و « برادران » و « روابط مشکوک» و ... بیرون می آد!

کاش می شد که پس از سالها دعوا بر سر این جمله که « چه کسی باید حکومت کند؟ » می شد در مورد « چگونه حکومت کردن» پرسید! آنوقت حتما این موضوع قابل بحث بود که حکومت ها مامور ساماندهی این دنیای مردمانند و نه بهشت و جهنم آنها...

گویی باید فریاد کنیم که بابا ماقبول کردیم  که دین از سیاست جدا نیست ، اما شما هم قبول کنید که حکومت از آخرت ...

و الله لا یهدِی القوم الکافرین...

+ نوشته شده توسط مصطفی در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت 0:32 |