تبليغاتX
گرانیگاه
به میرحسین موسوی رای می دهم


شاید دیر باشد نوشتن در باب انتخابات، اما هر بار که خواستم بنویسم، اتفاق جدیدی در این عرصه باعث شد که کمی تعلل کنم. گویی انتخابات 88 یکی از هیجان آور ترین دوره های انتخاباتی شده که این هیجان نه فقط در هر کوی و برزن، بلکه در رسانه به اصطلاح ملی و در سطح نخبگان (!) سیاسی هم قابل مشاهده است.

با این وجود فارغ از تمامی حاشیه های این انتخابات که با بی اخلاقی های متعددی همراه می باشد، تنها باید بگویم که رای من در 22 خرداد 88 کسی به جز میرحسین موسوی نخواهد بود. کسی که سالهاست دوست اش دارم و این دوست داشتن با علم به ناتوانی او برای تحقق تمامی آن چیزی است که من از رئیس جمهور آینده می خواهم.

به نظر من انتخابات 88 گذرگاه تاریخی حساسی است که تاریخ در رابطه با نحوه عبور ما از آن به قضاوت خواهد نشست. اگر ما در عبور از این گذار به قول محسن رضایی راه «پرتگاه» را برگزینیم، برای آیندگان هیچ توجیهی نخواهیم داشت. آیندگانی که بی رحمانه تر از هر کس ما را رد یا تایید می کنند.

برای چرایی رای به موسوی ترجیح می دهم تنها به چند نکته گذرا اکتفا کنم:

-          موسوی را به لحاظ اخلاقی صالح دیده و معتقدم که هر اصلاحاتی در این کشور باید بر دوش کسی گذاشته شود که سلامت مالی، روانی و فکری دارد.

-          مدیریت موسوی را می پسندم و با تکیه بر آمارهای متعددی که از مدت ها قبل به آنها رسیده ام (کاهش نرخ تورم از 23 درصد در سال 1360 به 9 درصد در سال 1364، ایجاد شهرک های صنعتی در زمان جنگ، اشتغالزایی از طریق احداث صنایع بزرگی چون مس سرچشمه، فولاد مبارکه و...)، احساس می کنم که دارای توان مدیریتی فوق العاده بالایی است که این مهم در کلام ناقدین نیز پیداست.

-          عقبه فکری موسوی به جریان روشنفکری دینی می رسد که این امر باعث می شود تا من برای «گفتگو» با رئیس جمهور آینده دارای ملاک های مشترکی با وی باشم.

-          تیم مدیریتی موسوی را که شامل افرادی چون بهشتی، مومنی، فاتح و... می شود، می شناسم و سلامت و توان فکری و مدیریتی آنها را قابل قیاس با دیگر تیم های موجود در عرصه نمی دانم.

-          رئوس برنامه های موسوی را دارای پارامتر تحقق حداقلی خواسته های اصلاح طلبانه می بینم و اولویت اصلاحات ساختاری بر ریش سفیدی اصلاح طلبانه را در برنامه های او می پسندم و احساس می کنم که برنامه های او به تسهیل فعالیت های مدنی و تقویت عرصه عمومی منجر خواهد شد.

-          موسوی را پاسخی به موج انتقادی نهفته در بخشی از جوانان دانسته و گمان می برم که اگر او نتواند انرژی این موج را تخلیه کند، در آینده شاهد درگیری های شبه طبقاتی زیادی خواهیم بود.

-          وضعیت موجود کشور را چه به لحاظ از دست دادن فرصت های بین المللی و چه از نظر مشکلات اقتصادی، بحرانی دانسته و موسوی را برخوردار از توان تغییر یافته ام.

-          با توجه به گسترش درگیری های پیدا و پنهان در بدنه حاکمیت، حضور میرحسین موسوی را باعث بازگشت آرامش دانسته و فکر می کنم که حضور او کمک موثری برای جلوگیری از انواع شورش ها و درگیری های سیاسی و اجتماعی آینده خواهد بود.

-          استقلال رای موسوی باعث خواهد شد تا از ظرفیت نیروی انسانی کشور بهتر استفاده شود و این خود، به افزایش رضایتمندی در سطح نخبگان و در سطح عمومی کمک می کند. هرچند که به موسوی رای می دهم تا از فردای پیروزی بتوانم او را نقد کنم.

-          میرحسین موسوی را دارای توان بالا در برخورد اصولی با مفاسد اقتصادی می دانم و معتقدم که او با احیاء مجدد سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شوراهای تخصصی، عدم قانون گریزی، چالش با نهادهای تبلیغاتی ملی (تریبون های رسمی) باعث ایجاد نظارت عمومی بر دولت شده که این خود احتمال رخ دادن مفاسد اقتصادی لااقل در سطح دولت را کاهش خواهد داد.

-          و در نهایت اینکه میرحسین، پاسخی است به خرافه گرایی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... که در حال بلعیدن آرمانهای این ملت است. خرافه گرایانی که در توهمات خود تصویری مخوف برای آینده ایران در نظر گرفته اند.

پس 22 خرداد را باید به خاطر سپرد حتی اگر پیروز این میدان نباشیم...

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت8:40توسط مصطفی |
ادامه کشفیات رئیس دولت نهم

محمود احمدی نژاد طی 4 سال حضور در منصب ریاست جمهوری، به جز فعالیت های چشمگیر سیاسی، اقتصادی، ورزشی، فرهنگی و... که داد منتقدان را درآورده است، گاه گداری تز های علمی نیز از خود ارائه داده و تحولی عظیم در هزاره سوم ایجاد کرده است.

وی زمانی از رسیدن یک دانش آموز به کیک زرد هسته ای در زیرزمین خانه اش سخن گفته بود و حالا در یک میتینگ انتخاباتی که "دانشجویان" هوادارش برپا کرده بودند، گفته است: "اساس ماهواره از زمان ابوريحان بود که جاذبه زمين را کشف کرد."

به این ترتیب احمدی نژاد در کنار دانشجویان حتما نخبه ای که برای او شعار می دادند "ایول، ایول، احمدی رو ایول"، ثابت کرد که تاریخ علم به اشتباه تاکنون یک یهودی به نام "نیوتن" را کاشف نیروی جاذبه می دانسته و داستان زمین خوردن سیب و قوانین نیوتنی همچون "هولوکاست" دروغی بیش نبوده است.

به این ترتیب اگر 4 سال دیگر این پدیده منحصر به فرد در منصب ریاست جمهوری بماند، با توجه به تسلطی که به علوم مختلف به ویژه فیزیک دارد، احتمالا پی بردن به قانون نسبیت را به "اسفندیار رحیم مشایی" نسبت می دهد...

+نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت8:19توسط مصطفی |
عملگرایی یک روشنفکر
 

بار دیگر عبدالکریم سروش که بی شک جنجالی ترین روشنفکر دینی در ایران است، در انتخابات ریاست جمهوری از شیخ مهدی کروبی حمایت کرد.

او پیش از این در سال 84 نیز حامی شیخ اصلاحات بود.

من شخصا از عملگرایی سروش در این عرصه لذت می برم. با این حال در تردید هستم که رای به کروبی بتواند فرجام مطلوب را حاصل کند.

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت10:42توسط مصطفی |
نوروز مبارك؟


كاش امسال نوروز نمي آمد

... و يادآوري نمي كرد خاطره تلخ نبودنش را...

"نوروز مبارك" ديگر براي كسي كه نيست، چه معنايي مي تواند داشته باشد؟


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت8:4توسط مصطفی |
مردی برای نیامدن


میرحسین موسوی آمد تا مردی که گویی تنها در انزوای سیاسی محبوب بود، رخ بنماید و تحلیلگران را در این اندیشه فروبرد که به راستی این منجی محبوب پنداشته شده کیست؟ آیا او ریشه در اصلاح طلبی دارد یا اصولگرایی! آیا او توان جذب آرای خاموش جامعه را خواهد داشت؟

من در مقاله ضمیمه سعی کرده ام تا فارغ از این سوالات، میرحسین (تنها سیاستمداری که او را در ایران به نام کوچک می شناسند) و تقسیم بندی های سیاسی در ایران را از زاویه ای متفاوت به نقد بنشینم. اما اعتراف می کنم که نمی دانم این مرد آشنا برای نسل اول و دوم انقلاب کیست...


ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت9:50توسط مصطفی |
فواید شکست

چند روز قبل یکی از روزنامه های صبح کشور پیش بینی کرد که محمد باقر قالیباف شهردار تهران که پیش از این خود را برای رقابت های انتخاباتی آماده می ساخت و البته اکنون احتمال حضورش کمتر شده، در صورت عدم شرکت در انتخابات 88 و یا شکست در آن، حزب تشکیل می دهد.

پیش از این مهدی کروبی نیز پس از شکست در انتخابات 84 حزبی به نام اعتماد ملی تشکیل داد. حتی علی اکبر ناطق نوری هم پس از شکست در سال 76 سعی کرد تا طی سال های 82 و 84 با گردهم آوری گروه های راست، رهبری یک تشکیلات شبه حزبی (شورای هماهنگی نیروهای انقلاب) را برعهده گیرد.

با نگاهی به رفتار سیاسی نخبگان سیاسی در ایران می توان دریافت که گویی شکست آنها در دوره های مختلف انتخابات بیش از پیروزی شان فایده دارد چراکه آنها گویی پس از شکست است که به فواید جامعه قدرتمند (به جای دولت قدرتمند) پی می برند.

البته افرادی چون هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری از تشکیل حزبی توسط هواداران خود حمایت کردند و نشان دادند که قدرتمندان هم گاه درک درستی از شرایط دارند اما هردوی آنها با حضور بدون برنامه روشن در قدرت باعث بروز مشکلاتی شدند.

با این همه افرادی چون ری شهری (رئیس کنونی سازمان حج) نیز هستند که پس از شکست در انتخابات 76 جمعیت دفاع از ارزشها را تعطیل کرده و به انزوا می روند، با صرف نظر از این استثنائات باید گفت که گویی راز دموکراسی انتخاباتی در ایران ایجاب می کند که بیش از پیروزی سیاستمداری در انتخابات، بایستی از شکست رقیبان خوشنود باشیم، چراکه به ازای هر انتخابات، گروهی می فهمند که باید حزب تشکیل دهند و با پشتوانه ای اجتماعی و برنامه ای مدون به فعالیت سیاسی بپردازند.

اما سوال اینجاست که این نخبگان شکست خورده به راستی حزب تشکیل می دهند یا "بنگاه حامی پروری" تاسیس می کنند برای جبران عقده های سرکوب شده ایام انتخابات؟


+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت0:31توسط مصطفی |
"سینما پارادیزو"ی فارسی


دیشب در اولین شب جشنواره فیلم فجر در مشهد، فیلم سینمایی "وقتی همه خوابیم" رو دیدم. فیلمی از بهرام بیضایی.

به نظرم این فیلم فوق العاده بود. بحثی در ارتباط با فاحشگی سینما؛ داستان "سینما سوخته" و مردمی هم که مانند سینما تلاف شده اند!

این فیلم من رو به شدت به یاد "سینما پارادیزو" انداخت. اما سینما پارادیزو داستان جدال سنت نوستالژیک و مدرنیته بود و وقتی همه خوابیم، روایت کور بودن جامعه و به تعبیر محترمانه تر: خواب بودن!

کسانی که این فیلم رو در جشنواره ندیدن، حتما منتظر اکران عمومی فیلم باشند...



+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت7:13توسط مصطفی |
ساموئل هانتینگتون درگذشت

ساموئل هانتینگتون نظریه‌پرداز سیاسی بانفوذ و تاثیرگذار آمریكا در سن ٨١ سالگی درگذشت.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، دانشگاه هاروارد امروز با انتشار اطلاعیه‌ای در وب‌سایت خود، مرگ هانتینگتون را اعلام كرده است. هانتینگتون مولف یا ویراستار ١٧ كتاب در زمینه‌های سیاسی، نظامی،حکومت و دولت در ایالات متحده و توسعه دموکراسی بود. معروف‌ترین اثر وی، کتاب «برخورد تمدن‌ها» نام داشت. شهرت هانتینگتون شاید به این دلیل باشد که وی معتقد بود مناقشات خشونت‌آمیز پس از جنگ جهانی دوم، به تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی و نه افتراقات ایدئولوژیک باز می‌گردد. هانتینگتون این ایده را به‌طور مفصل در کتاب مشهور «برخورد تمدن‌ها» تشریح کرده است. این کتاب به ۳۹ زبان دنیا ترجمه شده است.

ساموئل هانتینگتون در سال ١٩٢٧ در نیویورك در یك خانواده مهاجر بریتانیایی به دنیا آمد. وی در دانشگاه‌های ییل و شیكاگو تا مقطع فوق لیسانس تحصیل كرد و دكترای علوم سیاسی خود را از دانشگاه هاروارد اخذ کرد. وی بعدها در دانشگاه هاروارد به تدریس پرداخت و در سال ٢٠٠٧، پس از ٥٨ سال كار در هاروارد بازنشسته شد. هانتینگتون از سال ١٩٨٩ تا ۷۰ سالگی، ریاست مركز مطالعات استراتژیك دانشگاه هاروارد را عهده‌دار بود.

شهرت اين نظريه پرداز در ايران بعلت تز محمدخاتمي در مورد گفتگوي تمدنها و نفي نظريه هانتينگتون بود كه البته به فرجام نرسيد و تا كنون شواهد زيادي دال بر صحت نظريه هانتينگتون روشن شده است.

+نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت14:19توسط مصطفی |
بدون شرح

محمود احمدي نژاد در مراسم توديع علي كردان و معارفه صادق محصولي در مقام وزارت كشور گفت: رفتار كردان را در روز استيضاح، انقلابي و مبتني بر فرهنگ بسيجي ديدم...

به نظر من همين يك جمله ما را بس است.

+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت9:2توسط مصطفی |
باز هم بيكار شديم...

1- همچنان بحث هايي راجع به (دكتر) علي كردان مطرح مي شود كه آيا استيضاح وي درست بوده است يا نه. به عقيده من با اينكه عزل وي از آن مقام ضرورت داشت اما اتهام وي واقعا ضعف در عملكرد نبود و به پارلمان ربطي نداشت كه به ادعاهاي غيرواقع وي در رابطه با مدرك تحصيلي رسيدگي كند. به اين ترتيب به نظر من وظيفه قوه قضائيه بود كه به اتهامات وي رسيدگي كند و اگر مجلس پيشگام شده، باري از دوش ديگر اجزاي نظام برداشته و هزينه اي را علاوه بر كارويژه هاي خود متحمل گرديده است...

2- ديروز يك اس ام اس از خواهرزاده 15 ساله ام دريافت كردم كه طي آن پيروزي اوباما بر مك كين را به "ملت هاي مظلوم عراق و افغانستان" تبريك گفته بود! با خودم گفتم كه چه تاثيري دارد اين تبليغات رسانه ملي! آنها انتخابات آمريكا را هم شبيه به انتخابات خودمان داراي بار ارزشي كرده اند و...

3- شهروند امروز كه مدتها بود مشتري اش بودم و كلي اعصابم خرد مي شد كه نمي توانستم همه مطالب اش را بخوانم، توقيف شد. فكر مي كنم پرداختن به مرگ آيت الله لاهوتي در شماره اخير اين نشريه، در تصميم هيات نظارت بر مطبوعات بي تاثير نبوده است. به اين ترتيب با توقيف شهروند، دوباره بيكار شديم!


+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت10:49توسط مصطفی |